ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1365
سفرنامه شاردن ( فارسى )
درست ، و پر از آب مىكنند و ماهيهاى زيادى كه به لب آنها حلقههاى ظريف و گرانبهايى آويختهاند در آن رها مىسازند . مخصوصا اميران و شاهزادگان براى اينكه بنمايند بر حيوانات و داراييهاى بسيار حاكمند به چنين كار مبادرت مىورزند . براى من نقل كردند وقتى پادشاه كنونى هند هنوز مقام سلطنت نيافته بود ، و حاكم دكن بود براى ديدار قطب الدين شاه به كلكند رفت ، و دختر او را به زنى گرفت ، و شاه به گرمى و محبت زياد از او پذيرايى كرد ؛ و من سالها بعد ، وقتى به محلّ پذيرايى اين شخصيّت درآمدم حوض بزرگ آن قصر را كه پر از ماهيهاى حلقه دار بود ، مشاهده كردم . چنين روى نمود كه در زمان شاه فقيد يك مرد ارمنى وارد مسجد قمشه شد ، و چون چنين پنداشت كسى ناظر كارش نيست دست دراز كرد تا از آن ماهيهاى حلقهدار و نظر كرده صيد كند . يك مرد متعصّب او را ديد . سخت به خشم آمد . دشنهاى را كه با خود داشت بر سينهاش فرو برد ، و در دم وى را گشت . پنداشت كه كارى روا و طبق موازين مذهب انجام داده است . و به خود مىباليد . شگفت اين كه صدر مجتهد بزرگ ايران نيز وى را نواخت ، و مبلغى به او جايزه داد . امّا پادشاه فقيد كه فكر روشن و انديشهء حقيقت نگرداشت ، وقتى از كار و تعصّب صدر آگاه شد بر او خرده و خشم گرفت ، و عمل كشتن مرد ارمنى را كارى ناسزاوار و زشت شمرد ؛ وى را به سزا تنبيه كرد . افزون بر اين او را وادار كرد به بازماندگان مقتول تاوان و غرامت بدهد . پنجم ، شش فرسنگ سبك از دشتى خرم و سرسبز كه نهرهاى زياد در آن جارى بود ، و كشتزارها و آباديهاى زيبا زياد داشت راه پيمودم . نيمه راه به مزرعهاى رسيدم كه مزرعهء ميرزا كوچك نام داشت ، و داراى هوايى خوش و فرح بخش بود . اين مزرعهء خوش منظر در فصل پاييز خربزههاى بسيار شيرين و پرآب و لذيذ دارد . ميرزا كوچك مالك مزرعه در آن عمارت زيبا و باغهاى دلگشا ايجاد كرده بود . از اينرو منظره و دورنمايى جالب و دلكشى داشت . ميرزا كوچك در زمان پادشاهى شاه عبّاس بزرگ سمت صدر ، يعنى مجتهد اول را داشت . يكى از دختران شاه همسرش بود ، و از اين جهت او را ميرزا كوچك يعنى شاهزادهء كوچك نام داده بودند . منزلگه ما آبادى زيبا و خوش منظرى بود به نام مقصود بيگ . در اين آبادى شب